روز نوشت

امروزم از اون روزها بود ااا
اون از صبح كه صبحونه هيچي نخوردم
اون از ظهر كه ناهار مجبور شدم تخم مرغ نيمرو كنم تند تند بخورم تا به كلاس برسم
اينم از شب كه حس شام خوردن پريده بود و تازه ساعت 11 شب با mmd رفتيم دنبال قليون …
آخرش مجبور شديم 15 كيلومتر از شهر دور [...]

دست نوشته

سلام
 اينم اولين پست اين وبلاگ و اولين پستي كه من تو عمرم براي اولين بار دارم درست حسابي مي نويسم
معمولاً First Post هاي من همگي يك جمله هستند “به زودي در اين مكان وبلاگ ما راه اندازي مي شود”
اين خودش الان برام تجربه تازه اي هست
ساعت نزديك 3 صبح بهد از ديدن فيلم Lake House [...]