Posted on آوریل 30, 2008 by vahidbr
لحظه شمار پایان ریاست جمهری احمدی نژاد
نتایج جستجویتان در گوگل را در بازه های زمانی مختلف مشاهده نمائید
If browsers were women خیلی جالبه از دست ندیدش
باز هم فرصت سوزی خاتمی در دیر اعلام کردن بازنشستگی!
بازنشستگی از سیاست
آمیتا باچان هم وبلاگنویس شد!
101 دلیل برای نصب لینوکس؛ 101 دلیل برای خندیدن
مربوط به موضوع های: لینکدونی | 1 نظر »
Posted on آوریل 29, 2008 by vahidbr
خبر – ابتكار تازه همراه اول؛ دريافت هزينه تماس و پيامك از سيمكارت خاموش
مشکل تفکر آقای مصباح است نه حکم محمدی عراقی!
۲۴ دلیل من در آوردی برای نداشتن دوست دختر
sharon stone & bahman ghobadi in iran
فیلم خودکشی یک نفر با اسلحه گرم !!!
چقدر مردم خ.رند الله اکبر …
بزرگ ترین بینی جهان
مربوط به موضوع های: لینکدونی | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 28, 2008 by vahidbr
مدتهاست به سرم زده یه متن بنویسم پر از پیچیدگی و تکلف و تشبیه و استعاره و از این جر چیزا ولی شرایط فراهم نمی شد تا امشب که رفتم هیئت دانشجویی اعتراف می کنم که بعد از سالها وارد همچین فضایی می شدم فضای مسجد تازه ساز بعد از رد شدن از راهروی کوتاه [...]
مربوط به موضوع های: عمومي | بر چسب ها: Add new tag, نوشته, هیئت, خاطرات | 1 نظر »
Posted on آوریل 26, 2008 by vahidbr
کلاً اهل شعر و شاعری نیستم الان تو وبگردیم این شعر و دیدم خوشم اومد کپی کردمش اینجا (حتی خودم هم تایپ نکردمش) شعر از زنده یاد قیصر امین پور هست
خسته ام از آرزوها ؛ آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي؛ بالهاي استعاري
لحظه هاي کاغذي را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني ؛ زندگيهاي اداري
آفتاب زرد [...]
مربوط به موضوع های: عمومي | بر چسب ها: Add new tag, قیصر امین پور, شعر | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 25, 2008 by vahidbr
حتماً تا حالا متوجه شباهتهای آدما با هم شدید یادمه چند سال پیش که خیلی کوچیک بودم یه برنامه ای تلوزیون پخش کرد که تو اون سن کلی ذهنم رو مشغول کرد تو اون برنامه که محصول آمریکا بود نشون میداد که یه بچه ای تو یه ایالتی تز آمریکا تو خردسالی مرده بود و [...]
مربوط به موضوع های: عمومي | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 25, 2008 by vahidbr
مربوط به موضوع های: عمومي | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 19, 2008 by vahidbr
امروز بعد از ظهر سر کلاس اخلاق اسلامی مثله همیشه می خواستم سر خودم رو یه جور گرم کنم چشمم به صندلی بغلی افتاد که این جمله ها روش بود
“این که زاده آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونت شده سیگار و چایی”
” گل نسبتی ندارد با روی دل فریبت
تو در میان [...]
مربوط به موضوع های: عمومي | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 9, 2008 by vahidbr
امروز صبح هم جالب بود دو روز لحظه شماری برای رسیدنش کردم ولی نتونستم کاری بکنم
آخه دو روز پیش که زنک زدم به مجید گفت که یه چند تا چیز ساده به من بگه می تونم برنامه نویسی وب رو استارت کنم
بالاخره یه چند وقتی دنبال این کار بودیم یرام جالب و جذاب بود
ولی صبح [...]
مربوط به موضوع های: عمومي | بیان دیدگاه »
Posted on آوریل 8, 2008 by vahidbr
به نام خدا
نمی دونم از کجا شروع کنم شاید برای بار چندم بود که این اتفاق برام می افتاد کلاً زیاد از این جور اتفاق ها برام می افته یکی دو روز پیش وقتی محمد پیشنهاد داد همراش برم دانشگاه تاکستان تا چند تا کار اداری عقب افتاده شو انجام بده منم که یه مدتی بیکار [...]
مربوط به موضوع های: عمومي | بیان دیدگاه »