روزانه

کلاسهای این ترم هم تمام شد. و در تعطیلی یک هفته ای قبل از امتحانات به سر می بریم.
این ترم درسها رو خیلی خوب چیده بودم موقع انتخاب واحد هم به زمان امتحانات خیلی حساسیت به خرج دادم.
سر کلاسها کامل حاضر بودم و با تمرکز کامل درسها رو سر کلاس گوش می دادم.
میان ترم ها رو هم بد ندادم از همشون حداقل 50% نمره رو می گیرم.
همه چیز رو کاغذ خوبه و با این حساب کتاب ها باید نتیجه خوبی بگیرم ولی تجربه نشون داده محاسبات کاغذی با واقعیت فاصله دارند باید ببینیم چی پیش میاد اگه بتونم یه کم به خودم مسلط باشم و یه کم کمتر عصبانی بشم فکر کنم همه چیز درست بشه.
خب معلومه وقتی توی مغزم 1000 تا سوال بی جواب هست 1000 جور دلخوری 1000 جور دغدغه 1000 جور تلخی و کمبود و … دیگه جایی واسه درس نمی مونه که
به نظرم هیچی مثل بلاتکلیفی بد نیست این که خودتم ندونی چی کاره ای ؟؟؟
خودتم ندونی از زندگی چی می خوای ؟؟؟
این جوری همه کارهات تحت الشعاع قرار می گیره نمی دونم چند وقته این جوری تو بلاتکلیفی به سر می برم حتی نقطه شروعش هم یادم نیست ولی خوب می دونم دارم حسابی اذیت میشم.
بزرگترین لذتهای زندگیم آهنگ گوش کردن و قلیون کشیدن شده که چون تنوعش کمه بعضی وقتها این قدر این لذتها رو در روز تجربه می کنم که اینها هم آزارم میدن.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: