links for 2009-02-28

  • چنانچه از توييتراستفاده مي كنيد و دنبال راهي جهت عوض كردن تم يا قالب توييترتان هستيد
  • ر ایالت ویرجینیای آمریکا کلینیک سرطانی وجود دارد که روبری آن یک برج 14 طبقه با تیرآهن در حال ساخت است و از پشت شیشه های این کلینیک که هر روزه پذیرای کودکان بیشماریست که جهت درمان سرطان خود به این مرکز مراجعه میکنند فعالیت کارگران دیده میشود. کارگران این ساختمان در طی یک اقدام جالب جهت خوشحال کردن این کودکان معصوم و ابراز همدردی با خانواده های آنها هر روز اسامی کودکانی را که به این کلینیک مراجعه میکنند را با استفاده از اسپری های رنگ بر روی تیرآهن های این برج اضافه میکنند تا بچه ها با دیدن اسم خودشان بر روی این آهن ها اندکی چند خوشحال شده و خنده بر روی لبان آنها ظاهر شود و به این ترتیب انگیزه ای جدید برای مراجعه به این مرکز و تحمل درمانهای سخت سرطان پیدا کنند.
  • موادلازم:

    آردسفید یا سبوس دار ۵ کیلو

    خمیرمایه ١٠٠ گرم

    سبوس گندم یا جو به مقدار کافی

    کنجد یا سیاهدانه به مقدار کافی

    نمک ۴ قاشق غذاخوری

    آب ۴ لیتر

  • گرچه کلا در دیدن فیلم حتی اگر لاست باشد تنبلم
Advertisements

اولین سالگرد وبلاگ

یک سال پیش بود که اولین جرقه های داشتن یک وبلاگ شخصی و نوشتن داخلش به ذهنم رسید!
تو این یک سالی که گذشت خیلی چیزها هم عوض شده اون موقع که این وبلاگ رو ثبت کردم بعد از کنکور بود و منتظر نتایج بودیم بعدش نتایج اومد و قبولی و دانشگاه و …
تو این یک سال وبلاگی با توییتر و گوگل ریدر و فرندفید و دلیشز و… آشنا شدم
تو این یک سال وبلاگی برای اولین بار به عمرم واحد افتادم
تو این یک سال وبلاگی …
خیلی چیزا عوض شده تفکرات عقاید آدما …
مهمترین اتفاق این یک سال از دست دادن مادر بود اتفاق بزرگی که همه خانواده رو خرد کرد اتفاقی که هیچ وقت در موردش ننوشتم و الان هم ترجیح می دم از این بیشتر ننویسم.

تو این مدت خیلی چیزها از وبلاگ نویسی یاد گرفتم حالتهای مختلف نوشتن رو تست کردم و بازخوردهای مختلف رو بررسی کردم تا به یک وضعیت پایدار رسیدم تصمیم گرفتم روند نوشته ها  یک روند مشخصی باشه هیچ وقت از وبلاگ شخصیم انتظار آمار بازدید نداشتم و ندارم به همین خاطر اصلاً در مورد مطالب روز وبلاگستان نمی نویسم.
اینجا صرفاً در مورد چیزهایی که بهش یقین دارم یا چیزهایی که ثبتش برام اهمیت داره می نویسم در ستون کناری وبلاگ همیشه فعالیتهایی که در شبکه های اجتماعی مورد علاقه ام در وب می کنم رو قرار می دهم تا دوستانی که تو این شبکه ها عضو نیستن یا به هر دلیلی فعالیت نمی کنن از فعالیتهای مجازی من باخبر باشن.

از دوستانی که تو این یک سال با بیان نظراتشون من رو راهنمایی کردن تشکر می کنم طبق عادت بعد از گذشت یک سال ظاهر وبلاگ رو تغیر دادم تا از یک نواختی در بیاد.متاسفانه هیچ وقت فکر نمی کردم وبلاگم فیلتر شه چون نه از سیاست حرفی می زنم نه از مسایل س …سی ولی از چند روز پیش اینجا فیلتر شده البته فکر می کنم دلیلش لینکهای خوشمزه و گودر باشه که اونا هم نوشته های من نیست من فقط اونا رو به اشتراک گذاشتم به هر حال تلاش میکنم یه جوری رفع فیلتر بشم!

و دست آخر اینکه می خواستم یک نظر سنجی به این پست اضافه کنم اما بعدش دیدم نظر سنجی محدودیت های خاص خودش رو داره خوشحال میشم اگه نظرات خودتون رو در مورد وبلاگ در بخش نظرات همین پست اعلام کنید.

1

عشق احساسی هست که اگر ابرازش نکنید هرگز هستی نمی یابد

links for 2009-02-20

  • گروهی از زوج‌های جوان که سابقه آشنایی‌شان به دوران دانشجویی برمی‌گردد، راهی شمال می‌شوند. در این میان سپیده (گلشیفته فراهانی) تصمیم دارد که مربی مهد کودک دختر خود را که الی (ترانه علیدوستی) نام دارد به دوستی که برای ده روز ازآلمان به ایران آمده و قصد آشنایی با یک دختر ایرانی دارد معرفی کند تا شاید سبب خیر شود!
  • هرنیا هرگز نه به مفهوم هالیوودی و نه به مفهوم فیلم فارسی آن، یک ستاره نبود، نه زیبا بود ونه جذاب و نه س…سی، اما بازیگر برجسته‌ای بود و قابلیت‌های بسیاری برای نقش‌آفرینی داشت. برای برجسته بودن لازم نیست که حتماً ستاره باشی. انجلیکا هیوستون، جودی دنچ، تیلدا سوئنیتن، اما تامپسن هیچ‌کدام نه تنها زیبایی خیره کننده‌ای ندارند، بلکه برخی از آن‌ها حتی زشت به نظر می‌رسند اما این سبک و قدرت بازیگری‌شان است که آن‌ها را برجسته و متمایز ساخته است.
  • » «توپ مُرواری» آخرین کتاب «صادق هدایت» است که سالی دو یا بیشتر پس از مرگش بار اول در روزنامۀ آتشبار، در نخستین ماههای سال 1332/1953 انتشار یافت. میگویند توپ مرواری ضد دین است، این فقط بخشی از حقیقت است، آن هم به صورت تحریف شده. توپ مرواری بر ضد تمام چیزهایی است که در نظر نویسندۀ آن زشت ، غیر انسانی، ریاکارانه و آمیخته با تزویر و تقلب و سالوسی مینمود. مثلاً آنچه در بارۀ اسلام در این کتاب آمده بیشتر نه مربوط به اسلام که مربوط به مسلمانی دین فروشان است و این مساله در ادب فارسی سابقۀ دیرینه دارد.کافی است نظری به آثار سنایی، عطّار، مولانا جلال الدین، هاتف اصفهانی و حافظ و … بیاندازیم. «

links for 2009-02-19

  • وایل انقلاب که خلخالی برای تخریب مقبره‌ی رضا شاه به حرم عبدالعظیم رفت، این سنگ قبر هم غیبش زد و تا مدتی همه فکر می‌کردند که خلخالی این یکی را هم خراب کرده. خیلی خوب یادم است که در یکی از سال‌های آخر دهه‌ی شصت، خاله‌ام برای ما که دانش آموز راهنمایی یا دبیرستان بودیم، با آب و تاب از وصف این سنگ مرمر و زیبایی‌هایش می‌گفت و افسوس می‌خورد از خراب شدنش.

    اما اوایل دهه‌ی هفتاد که کاخ-موزه‌ی گلستان بازگشایی شد، چشم بازدید کنندگان به جمال این سنگ روشن شد که توی «خلوت کریمخانی» جا خوش کرده است. هنوز نفهمیده‌ام بیرون کشیدن این سنگ از زیر دست خلخالی و انتقالش به کاخ گلستان کار کدام شیر پاک خورده‌ای بوده است.

links for 2009-02-18

links for 2009-02-11