سیگار

بعد از تمام شدن کارها برای التیام تمام دردها و خستگی ها یه سرعت سراغ پاکت سیگار در جیب کاپشن می رود
از 3-4 نخ باقیمانده در ته پاکت یکی را بیرون می کشد.تق…تق…تق…تق…فندک را تکان می دهد سرو ته می کند باز تق…تق روشن می شود همزمان که آتش را به نوک سیگار می مالاند با پک های پی درپی سعی در روشن کردنش دارد
فندک را خاموش می کند به کناری می اندازد پک عمیق به سیگار … و فاجعه…چه فاجعه ای بدتر از اینکه فیلتر سیگار را روشن کرده باشد؟؟؟
آتش تنفر شعله می کشد…

Advertisements

گودر

خوشبختانه با امکاناتی که روز به روز گوگل داره به فید خوانش اضافه می کنه حسابی استفاده از این سرویس جا افتاده کاشکی ما همه یه قاعده قانونی واسه شر کردن هامون داشته باشیم.

بابا با این ایرانی بازی ها نرینید به این شبکه ها چه وضعشه ؟

با کامنت ها که چت می کنید

دختر پسر بازی که در میارید

دنبال رکورد زدن تو شر آیتمز که هستید

دنبال رکورد زدن تو لایک هم

این چه مسخره بازی ای هست ؟

مثه بچه آدم از این گزینه شر و لایک استفاده کنید دیگه

قرار نیست هر چی می خونید شر کنید که!قرار نیست شما پاسخگوی همه سلیقه ها باشید که!آخه مگه پیامبر گودر هستید شما ها ؟بزارید آدم 4 تا شر از شما ها بخونه ولی اون 4تا شر دقیقاً سلیقه خودتون باشه!

 

پ.ن : این حرفام زیاد سندیت نداره!آخه الان تو مد غر زدن هستم!

قلب تو – ابی

قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن
ای پرنده پر بگیر
اون ور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به دامن
اون ور روزای تاریک
پشت اين شبای روشن
برای باور بودن
جایی باید باشه باید
برای لمس تن عشق
کسی باید باشه باید
که سر خستگیاتو
به روی سینه بگیره
برای دلواپسی هات
واسه سادگیت بمیره
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن
ای پرنده پر بگیر
حرف تنهایی قدیمی
اما تلخ و سینه سوزه
اولین و آخرین حرف
حرف هر روز و هنوزه
تنهایی شاید یه راهه
راهیه تا بی نهایت
قصه ی همیشه تکرار
هجرت و هجرت و هجرت
اما تو این راه که همراه
جز هجوم خار و خس نیست
کسی شاید باشه شاید
کسی که دستاش قفس نیست
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن
ای پرنده پر بگیر
منبع

محسن نامجو-آه که این طور

ah

ah-2

دوست دارم این شعر رو این شکلی به دیوار بچسبونم!

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن

) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

————————————————

مشترک فید مطالب شوید
فید چیست ؟

امتحان ها-تیر 88

چند وقتی هست با بی میلی به اینجا سر می زنم!
دلیلش هم معلومه وقتی همه جا فیلتر هست به اشتراک گذاشتن لینک های من چه فایده ای داره ؟
جز اینکه هی اون صفحه مشترک گرامی رو ببینیم و 1001 ترفند برای دور زدنش؟
حتی این فیل.ترینگ روی توییت هام هم تاثیر مستقیم گذاشته!چون توییتر فاکس من از کار افتاده و استفاده ازش دردسر های خاص خودش رو داره!
بیشتر ترجیح می دم همون گودر دکمه شیر رو بزنم!هر چند که دایره دوستان گودری خیلی کمتر از اینجاست!ولی چاره ای نیست فعلاً به نظرم این جوری بهتر هست چون بالاخره زمان امتحان ها هست و نمی خوام زیاد وقت و ذهنم درگیر باشه!
وگرنه گفتنی ها زیاد هست…

پس از انتخابات

بعد از اعلام نتایج انتخابات و مهندسی آرا موج دستگیری ها و درگیری ها و قطع وسایل ارتباطی مثل اس ام اس و موبایل و ماهواره و اینترنت و …
حسابی همه چی بهم ریخته حتی امتحان امروز ما هم برگزار نشد آخرش الان دیدم دانشگاه اطلاعیه زده امتحان ها رو یک هفته عقب انداخته!
امشب بیرون رفتم تا درگیری ها رو از نزدیک ببینم و همهش به اخبار اینترنتی و دوستان استناد نکنم.اصلاً کاری با سیاست و هدف مردم که نداشته باشیم.متاسفانه مامورین خیلی بد رفتار می کردن مردم هیچ حرکتی نمی کردن حتی شعار هم نمی دادن فقط جمع شده بودن!ولی مامور ها همش تهدید می کردن و خیلی بد حرف می زدن!
با این حال مردم واکنش نشون نمی دادن ولی آخرش درگیری رو نیروهای یگان ویژه شروع کردن و مردم رو کتک می زدن و …
اتفاقاتی که این روزها دیگه برامون عادی شده!همه جای ایران تو همه شهرها.به نظرم تجمع اعتراض آمیز یا حتی راهپیمایی و تظاهرات کمترین حق یک شهروند هست چرا مسئولین این رفتار ها رو می کنن ؟؟؟ مگر با دادن مجوز راهپیمایی نمی شود یک تجمع سالم برگزار کرد ؟ شنیدن صدای مخالف این قدر سخت هست ؟
من به هیچ وجه مردم رو مقصر نمی دونم وقتی یه جا جمع میشن و بدترین برخوردها با اونا میشه به جرم اینکه اعتراض دارن به نتایج آرا تحریک میشن!وقتی باتوم با بدترین شکل ممکن به بدنشون می خوره خب طبیعی هست که اونا هم ناهنجاری ها رو ترجیح بدن!
من نمی فهمم چرا تو همه کارمون باید ایرانی بازی در بیاریم ؟ رعب و وحشت و تیراندازی آتش کشیدن شیشه شکستن گاز اشک آور اسپری فلفل دستبند چاقو خون و …

براستی اینست فرهنگ ایرانی ؟؟؟